
بعضی وقتها میشه که
هر چقدر هم دقت می کنم که به بعضی چیزها شک نکنم، باز هم این شک لا مروت دست از سر
من بر نمیداره و مرتباً من رو به شک میندازه….مثلاً در مورد همین نماز خوندن که
یه وظیفهء دینی هست و می گن در پذیرش اون اصلاً نباید شک کرد و هر کس در این موارد
شک کنه حتماً به سوسک تبدیل میشه،بنده اینقدر بین یک و دو،سه چهار،چهار و پنج و حتی
بین رکعت 4 و هشت!!! هم شک کردم که کلاً دیدم نماز نخواندن من خیلی بهتر و سنگینتر
از نماز خوندن من هست!!! در مورد روزه هم که از قدیم الایام گفتن:روزهء شک دار
گرفتن نداره و خیلی راحت و آسوده حکم شرعی بنده رو در مورد روزه گرفتن و روزه داری
تعیین کردن.
بگذریم…..امشب که
مصاحبهء فرماندهی نیروی انتظامی تهران بزرگ رو داشتم گوش می دادم، زمانی که سردار
عزیز و گرامی جناب آقای رادان فرمودن که طی درگیری های ظهر عاشورای امروز(که لابد
هیچ ارتباطی هم با درگیری های ظهر عاشورای سال 61 هجری نداره) 5 نفر کشته شدن ولی
مرگ اونها مشکوک هست(؟؟؟!!!!) به این نتیجه رسیدم که این تنها من نیستم که به زمین
و زمان مشکوک هستم و در میان بزرگان هم شک و مشکوک بودن یه امر عادی محسوب میشه و
این حضرات هم گاه گاه گرفتار شک میشن ولی این سوال هنوز هم برای من بی پاسخ مونده
که بدونم:جناب سردار رادان هم مثل بنده از شدت شک و تردید،بی خیال نماز و روزه شدن
یا کما فی السابق مشغول به جا آوردن نماز و روزهء شک دار هستن؟؟؟
پی نوشت:راستش رو
بخواید،من یه سوال دیگه هم برام پیش اومد:اینکه ایشون فرمودن علاوه بر کشته شدن 5
نفر،سیصد نفر هم بازداشت شدن،چرا اعلام نکردن که دستگیری و بازداشت این سیصد نفر هم
مشکوک بوده؟؟؟
January 2, 2010 at 2:34 am |
سلام
اون دفه باز نشد
وبلاگ نو مبارك
كاش ميذفتي پرشين بلاگ